تربیت، دانشی است که چگونگی تغییر و تحول انسان را مسألۀ محوری خود قرار داده است. ایجاد تغییر در هر موجودی وابسته به شناخت ساخت آن است. ساخت انسان از اندیشهها، گرایشها، احساسات و ارادههای همسو یا متضادی که بر یکدیگر تأثیر میگذارند شکلگرفته است. آنچه تحلیل نظام انتخاب و ارادهورزی را مشکل مینماید، وجود گرایشها و اندیشههای متضادّ است که با تحلیل عنصر «تعقّل» در انسانها ممکن میگردد. کشف امتدادهای تربیتیِ مبتنی بر این مبنای انسانشناختی مسألۀ محوری این پژوهش است. این پژوهش از نوع کیفی و توصیفی - تحلیلی است. ابتدا با استفاده از منابع وحیانی و تجربیات حضوری بشر، نقش تعقّل در فرایند انتخاب بررسی گشته و سپس اصول و روشهای تقویتکننده یا اخلالآفرین ذیل در آن تبیین گردیده است که به طور خلاصه عبارتاند از: «اصل عدم اکتفاء به انتقال دانش و اطلاعات دینی»، «پرهیز از روشهای تعبّدمحور و جزماندیشانه مانند جزم اندیشی و عدم اجازۀ تفکر آزاد، تحمیل و اجبار، تلقین و تقلید»، «تقویت شخصیت مستقل از راه تبیین عظمت و دارایی، رفتار محترمانه، مشورت گرفتن و مسئولیت دادن» و «تقویت روحیۀ پرسشگری از راه ایجاد فضای امن برای پرسش، استفاده از نقش الگویی و جذابسازی پرسشگری».