از ایمان به خدا تا ایمان به خود: واکاوی انتقادی مفهوم «ایمان» در معنویت عصرجدید

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی

10.22081/jip.2026.74366.1156

چکیده

رواج گسترده تعابیری چون «به خودت ایمان بیاور» و «به نیروی درونت ایمان داشته باش» در ادبیات معنویت عصر جدید، پرسشی بنیادین را پیش می‌نهد: آیا «خود» می‌تواند متعلَّق ایمان باشد؟ این مقاله با رویکردی الهیاتی ـ انتقادی و با تکیه بر تحلیل مفهومی، به بررسی تحول معنای ایمان در فرهنگ معاصر می‌پردازد و نشان می‌دهد مسئله اصلی نه صرف کاربرد واژه ایمان، بلکه جابه‌جایی متعلَّق، کارکرد و جهت‌گیری آن است. در سنت اسلامی، ایمان رابطه‌ای وجودی و دوسویه با امر متعال است و دارای ابعاد عینی، گزاره‌ای و شهودی است؛ در حالی که در معنویت عصر جدید، ایمان غالباً به ساحت خودبنیاد انسان و استعدادهای درونی او منتقل می‌شود. پژوهش حاضر با استخراج و تدوین مجموعه‌ای از شاخصه‌های سنجش‌پذیر الهیاتی ـ از جمله موضوع ایمان، منشأ ایمان، غایت ایمان، ساختار رابطه عبد و رب، نسبت با فطرت، نسبت با کفر، حدود خوداتکایی و مبنای خودشناسی ـ چارچوبی تحلیلی برای تمایزگذاری میان «خودباوری» و «خودایمانیِ» ارائه می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که خودایمانی در برخی قرائت‌ها صرفاً تقویت روان‌شناختی درون‌دینی است، اما در برخی دیگر به سطحی می‌رسد که در عرض خدا-ایمانی یا وحی-ایمانی قرار گرفته و با حذف عنصر عبودیت، پارادایمی خودمرجعی و گاه خودالوهی بنا می‌کند. بدین‌سان، تمایز اصلی میان معنویت دینی و معنویت عصر جدید در در بحث ایمان، بیشتر ناضر به «متعلَّق ایمان» و شاخصه‌های الهیاتی حاکم بر آن است؛ تمایزی که دانستن آن از لحاظ معرفتی و تربیتی در امر تبلیغ دین می‌تواند راهگشا باشد.

کلیدواژه‌ها